تبلیغات
ravanshenacc - مطالب ابر نوشته های عاشقانه

به یاد تو با خاطره های تو

دوشنبه 9 فروردین 1395 نویسنده: parastoye bahar |


 امروز میخوام بمیرم،یعنی امشب میخوام بمیرم وخیلی حرفا واسه گفتن دارم،خیلی زیاد،بیش تر ازهر موقع دیگه ای،نمیدونم شاید الان زیادی احساساتی شدم،اما هرچی بشه،هرچی میخواد اتفاق بیفته،ولی من امشب میخوام بمیرم،دلم هوای مردن كرده.اما میدونم كه نمیمیرم،پس باید منتظر زنگ تو باشم و همه ی حرفامو پای تلفن بهت بگم؛اما اونطوری هم نمیشه،میخوام وقتی اومدی دستاتو بگیرم و شایدم بغلت كنم.اما شایدم  من اومدم(پیش تو مهربونم).چند لحظه پیش داشتم به عكسای تو نگاه می كردم،قلبم پر درد شد و چشمم پر گریه .  وقتی یاد خاطراتمون می افتم،تو دلم فكر می كنم كه آخه تو كجا؟من كجا؟كاش امشب پیش من بودی،حتی اگر برای این با تو بودن جون منو میگرفتن.
چه خیالاتی دارم من،امشب كلی حرفا واسه گفتن دارم؛انگار كه قلبم دهن وا كرده و میخواد بغضاشو خالی كنه.
من دوستای زیادی كنارمه،باهاشون هم حرف می زنم،درباره ی همه چی،اما برای تو یه آدم دیگه میشم،تو،تو قلب من یه كس دیگه ای.
 
 
امشب منو یاد شبی میندازه كه،هر دومون با هم توی كوهستان قدم می زدیم،و رسیدیم به یه كلبه ی قدیمی كه واسه پیر مردی بود.
تو اون كوهستان جز ما سه نفر یه كس دیگه ای هم بود،اون یه نفر مرگ بود.
 
مرگ همراه با زندگی ابدی در دل تنهای خودمون.
اونشب تو،تو آغوش من بودی . گریه می كردی،نه گریه ی ناراحتی و غم(همیشگی) گریه ی تنهایی،بغض ،بغض قلبت طوری بود كه اگه خالیش نمی كردی،می مردی.
تو تو آغوش من گریه می كردی،بی انكه من بتوانم برای آن راهی بیندیشم.
ما تنهایی،وتنها زندگی كردن را به همه چیز ترجیح داده بودیم.
فقط می خواستیم خودمان باشیم،تنها باشیم و دیگر آسوده نخندیم. ولی گریه كنیم،گریه هایی كه دوای درد آنها در آغوش هم بودن بود.
زمان ها گذشت و زندگی ما هم سپری شد،زندگی ای كه شاید هیچ موقع برای كس دیگری اتفاق نخواهد افتاد؛در این تنهاییمان ما دیگر از مرگ هراسی نداشتیم و هر لحظه منتظر آن بودیم،به ویژه از موقعی كه پیر مرد مَرد ، ما دیگر توان ادامه ی راه نداشتیم.امید هایمان ،آرزوهایمان همه به یكدیگر بر می گشتند.تنها رویـــــــــــای من توبودی،وتنها آرزو ی تو من بودم.
همیشه دستای گرم تو رو زیر سردی دستام حس می كردم.
آسوده نبودم،ولی با تو بودم،با هم بودیم و دنیایی در خیالات ساخته بودیم.
چند لحظه دوری ما رو خسته میكرد،خسته ی ادامه ی راه،دقیقه ها،ثانیه هاو لحظه ها سپری میشد در حالی كه قلــــــــــب هایمان پر گریه بود،گریه ای كه شاید روزی خودمان را نیز به نابودی می كشاند.
آخرین بار كه تو را به آغوش كشیده بودم روزی سرد و برفی در یكی از ماههای زمستان بود،كه تو رفتی و منو تنها گذاشتی و همه ی بغض ها و گریه هایت را نیز با خود بردی.
و اینك من تنها در بلندی های زمین ایستاده و به آسمان مینگرم؛و سر نوشت خویش را می جویم،تا شاید روزی مرگ را در میان آن پیدا كنم و به تو بپیوندم.و حالا كار من فقط گریه كردن و در تنهایی سرگردان ماندن است.
و اگر خاطره های تو نبود، بلایی بد تر از مرگ یعنی دوری همیشگی تو  نصیب من میشد.
حال من تا كی در این برهوت بی تو سر خواهم كرد ، فقط خـــــــــدا می داند؛
 
 
اما خدا نیز مرا نمی خواهد؛درست است كه در گاهی مواقع مشكلاتم را حل می كند ولی در این تنهایی در سرمای سوزان زمستان ،در تاریكی های مرگ تو،دیگر كاری از دست خدا نیز بر نمی آید.
و شاید  خدا دل من را فریب می دهد تا در این ظلمت سپیدی زمستان،تك و تنها در بالای اعماق كوهستان خود را دریابم،اما حتی اگر خودم را نیز پیدا كنم  دیگر تو نیستی و عشق من به فنا تبدیل می گردد و این ظلم است،ظلم خدا به من،به عشقم،به دنیای...
من در این كلبه ی تنهایی كه در خاطرات خویش زندگی می كنم، سرگردان به راه خود ادامه می دهم كه آن راه سرانجامش مرگی سوزناك خواهد بود. مرگی كه كسی در این دنیای گذرا نه خواهد دید و نه خوهد توانست برای مثل آن مثالی بیاورد.
اما من تنها واقعیتی را كه به آن یقین دارم ،این است كه بعد از مدتی به دنیایی خواهم رفت كه فراتر از دنیای آخرت و بهشت و جهنم و برزخ خواهد بود.
در آن دنیا من زندانی خواهم شد،گرچه تنها اما آسوده و آرام:
آن دنیا قــــــلــــــــب تو خواهد بود،قـــــلـــــــــب تو، قـــــــــلــــــــب  تو....................................

   


دادگاه عشق

دوشنبه 24 اسفند 1394 نویسنده: parastoye bahar |

دادگاه عشق

 اگر مرا در دادگاه عشق
به جرم نگاه عاشقانه  به زیباییت
محکوم به مرگ ویا حبس ابد کنند باز هم
. . . . . . .
نگاهت خواهم کردو در پیشگاه بزرگترین قاضی عاشقان
اعتراف میکنم که دوستت دارم ! دوستت دارم !دوستت دارم !!!!!!!
 
چقدر جالب.........تو لحظه های
داغونی فقط یه نفر میتونه ارومت منه....
اونم کسیه که داغونت کرده......

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :